| ورود به سايت  
 معاونت برنامه ریزی و توسعه قضائی
کمينه

سیاست‏های توسعه‏قضایی را می‏توان در دو قسمت خلاصه کرد :

1.       سیاستگذاری کلان وبلندمدت : که به تحقیقات فراوان فقهی ، حقوقی و کارشناسی تطبیقی با آن‏چه که درسایر نقاط جهان می‏گذرد ، نیاز دارد . مخصوصاً دربخش دوم که مربوط به تشریفات و آیین‏دادرسی است و امروز در دنیا سیستم‏ها و شکل‏های متنوعی دراین زمینه وجود دارد ، می‏توانیم از مقایسه وبررسی و تطبیق نظام قضایی خودمان با نظام آن‏ها ، نتیاج سودمندی به‏دست آوریم که البته این سیاستگذاری‏های کلان شاید سال‏ها طول بکشد.

2.       سازماندهی‏های کوتاه‏مدت : بدون شک مدیران و قضات مخصوصاً قضات‏عالی رتبه دیوان‏عالی کشور در خلال دو دهه تجربه قضایی در نظام قضایی جمهوری اسلامی تجربیات زیادی دارند. نکات زیادی درمسیر تجربه پیاده کردن شکل جدید ساختار قضایی توسط مدیران ، قضات دادگاه‏های عمومی وانقلاب ، قضات دیوان عالی ، اساتید ، حقوقدانان و وکلا به عنوان نقاط قوت و ضعف قابل طرح است که نیاز به سازماندهی و سیاست‏های کوتاه‏مدت دارد . محورهای اصلی این سازماندهی کوتاه‏مدت را عرض می‏کنم :

1.       تعدیل و تکمیل نواقص دادگاه‏های عمومی وانقلاب

2.       تقسیم کاربین شعب و تخصصی نمودن آن‏ها ، که این هم ازخود قانون قابل‏مطالبه و استفاده است. یعنی در خود قانون دادگاه‏های عمومی وانقلاب این حق در جایی منظور شده است که می‏شود از آن استفاده کرد . منتهی آن طرح را باید به شکل تفصیلی در خدمت قضات و همکاران قرار دهیم .

3.       ایجاد وحدت ویکپارچگی در دستگاه قضایی و ادغام نهادهای شبه‏قضایی در دستگاه قضا

4.       درجه‏بندی قضات از حیث صلاحیت رسییدگی به انواع دعاوی ، یک قاضی تازه‏کار نباید به دعاوی قتل وقصاص ورجم ودعاوی کلان ابتدائاً وارد شود.


دادرسان را از نظر درجه‏ی قدرت‏علمی و دانش‏قضایی باید درجه‏بندی کرد.

5.       اعمال‏نظارت صحیح بر عملکرد قضات و واحدهای قضایی

6.       مبارزه با ارتشاء فساد و رفع علل آن

7.       ایجاد پلیس قضایی به منظور ابلاغ صحیح وبه‏موقع اوراق قضایی و اجرای احکام دادگاه‏ها .

8.       اصلاح ساختار اداری قوه‏قضائیه

9.       ایجاد دادگاه‏های سیار ودرخارج از وقت اداری جهت تسریع در رسیدگی به پرونده‏ها .

10.   حاکمیت اصل احقاق حق و ختم پرونده به‏جای تمام‏شدن پرونده یا عدم تکمیل پرونده .

11.   کاستن از تشریفات اداری قوه‏قضائیه

12.   اعمال‏صحیح سیاست‏های تشویق و تنبیه درقوه قضائیه . تشویق قضات و کارمندان لایق و تنبیه نالایقان ومتخلفان .

13.   بالا بردن اعتبار معنوی قوه‏قضائیه در جامعه و اطلاع‏رسانی به مردم واصلاح سیاست‏های تبلیغی قوه‏قضائیه . این‏ها رئوس وسرفصهایی است که به عنوان سیاست‏های کوتاه‏مدت می‏توان از آن‏ها یاد کرد.

اما آن‏چه که مهم‏تر ، اصلی‏تر و اساسی‏تر از این محورهاست ، درحقیقت اصلاح و توسعه کادر قضایی است . قضات متعهد و مدیران قضایی می‏توانند برمقدار زیادی از مشکلات فایق آیند. قلب قوه‏قضائیه قضات مدیر و مدبر و عالم و فاضل ومتعهد است این قلب مهم‏ترین بخش و رکن دستگاه قضایی است .

خط‏ مشی دستگاه قضایی

خط‏مشی دستگاه قضایی را متوان با عنایت به حکم شریف مقام‏معظم‏رهبری به عنوان دستورات لازم‏الإجرا به‏صورت زیر بیان نمود :

1.       به‏یاد داشتن مسئولیت عظیم قضا دربرابر خدا و مردم

2.       حفظ صلاح و صلاحیت دینی

3.       اعمال قاطعیت و قانونمندی و حاکمیت عدالت وقانون. این‏ها تعبیراتی است که در حکم رهبری آمده بود و نکات واقعاً احساسی که به عنوان خط‏مشی و روش‏های لازم برای قلب و مدیران قوه‏قضائیه باید از این‏ها استفاده شود وضمن سیاست‏های کوتاه‏مدت قرار گیرد.

4.       ایجاد اعتماد به‏نفس و حفظ عزت‏ و حرمت وشأن قضاوت .

5.       وارد نشدن در دسته‏بندی و جناح‏بندی‏های گروهی وباندی.

6.       بی‏توجهی به ناخشنودی وخرده‏گیری و عیب‏جویی اشخاص ناراضی .

7.       عمل درست در راه تحقق اهداف.

8.       برنامه‏ریزی در کارها .

9.       نظارت مستمر بر اجزای نظام قضایی از هر مدیری نسبت به زیرمجموعه‏ی آن مدیر .

10.    گزینش اشخاص صالح در مجموعه‏های قضایی واداری .

11.    بهره‏گیری از نیروهای کاردان و انقلابی از حقوقدانان مؤمن و فاضل حوزه ودانشگاه .

12.    به‏کارگیری قضات پاکدامن وشجاع .

13.    تقویت دانش‏قضایی .

این‏ها روش‏هایی است که از حکم مقام‏معظم رهبری استفاده می‏شود. این‏خط‏مشی‏ها را باید سرمشق وسرلوحه‏ی کارها وسیاست‏های دستگاه‏قضایی قرار دهیم .

 ضرورت‏های جانبی برای توسعه‏قضایی

بخش دیگری هم در فرمایشات مقام‏معظم‏رهبری وجود دارد که درحقیقت توصیه به دستگاه‏های دیگر است واز ضرورت‏های جانبی است که دستگاه‏های دیگر نسبت به قوه‏ی‏قضائیه باید رعایت کنند.

1.       پسندیده‏نبودن و پذیرفته‏نشدن قوه ازسوی هیچ‏کس .

2.       وظیفه‏ی دولت و مجلس مبنی بر همکاری وپشتیبانی مادی ومعنوی دستگاه‏قضایی.

3.       اهتمام عمومی در دستیابی و تحقق اهداف قوه که در حقیقت متعلق به کل نظام‏اسلامی است

ارکان دستگاه قضایی توسعه‏ یافته را می‏توان در پنج بخش به شرح زیر خلاصه کرد :

رکن اول :

 احکام وقوانین محتوایی حقوق است دراین بخش سیاست‏های کیفری و جنائی مشخص می‏شود . یکی از طرق تدوین قوانین ، تنظیم لوایح قضایی در قوه قضائیه و سپس پیشنهاد آن به قوه مقننه و مجلس شورای‏اسلامی است . مسئله بسیار مهم دراینجا سیاست‏های کیفری می‏باشد که تاکنون متأسفانه توجه چندانی به آن نشده است ، درفقه اسلامی ، ما یک سلسله مسایل کیفری و یک‏سری سیاست‏های کیفری داریم که چون تبیین نگردیده‏اند ، ازطرف محافل حقوق‏بشر مورد سؤال واقع شده‏اند . اگر مبنای فکری ، فرهنگی و زیربنای سیاست کیفری مشخص نشود ، اشکالات موجود همچنان باقی خواهد ماند و حتی ممکن است بعضاً منجر به تصویب قوانینی برخلاف سیاست‏های فقه‏اسلامی شود. باید مبنای کیفرها و سیاست‏های کیفری ازدیدگاه اسلام مشخص و نهایتاً به‏نحو مطلوبی ارایه گردد.

رکن دوم :

 ساختار وتشریفات قضایی است که همان رکن شکلی کار و آیین‏دادرسی است. به‏طور مثال بحث مشکلات فراوان قانون تشکیل دادگاه‏های عمومی و ضرورت ایجاد دادسراها درهمین بخش مورد بررسی قرار می‏گیرد . دراین خصوص نیز می‏توان ضمن مبنا قراردادن احکام اسلامی ، با تنظیم و پیشنهاد لوایح قضایی مناسب ، در رفع تنگناها اقدام کرد.

رکن سوم :

 نیروی انسانی متخصص وکادرقضایی واداری است . خصوصاً کسانی که متصدی امر قضا می‏شوند ، کسانی که می‏خواهند با جان ومال و ناموس و حیثیات مردم سروکار داشته باشند. قضات باید دارای صفات وخصوصیات لازم برای این کار باشند. هم در فقه و هم حقوق ، شرایط وصفات خاصی برای قاضی درنظر گرفته شده است.

رکن چهارم :

رکن ضابطین و تشکیلات اجرایی است ، که باید در راستای اهدافی که برای قوه قضائیه ذکر شد گام بردارند البته به این مطلب که ضابطین قوه‏قضائیه باید در اختیار قوه‏قضائیه قرار بگیرند ، توجه چندانی نشده است .دربرخی کشورها نیروی‏انتظامی زیر نظر دادستان است نه وزیرکشور ، زیرا وظیفه نیروی‏انتظامی ایجادنظم و جلوگیری از اغتشاش است که از مسئولیت‏های قوه‏قضائیه محسوب می‏شود. لذا این نیرو را دراختیار دادستان قرار داده‏اند که مدعی‏العموم و مسئول حقوق عام و ملت است . به‏هرحال وضع ضابطین ، تشکیلات اجرایی و ضمانت‏اجراها ، لازم و ملزوم موفقیت یک سیستم قضایی و توسعه‏قضایی است ودرحا حاضر ساختار وتقسیم‏کار و وظیفه طوری است که به نتیجه مطلوب نمی‏رسد وباید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.

رکن پنجم :

 استفاده از روش‏ها و تکنیک‏های پیشرفته در کل تشکیلات مدیریتی قوه است. قوه قضائیه با عنایت به گستردگی آن ، نیاز به یک ساماندهی وتشکیلات‏مدیریتی مناسب دارد. البته تکنیک‏های مختلفی وجود دارد که برخی جنبه روشی و برخی جنبه تحقیقاتی و پژوهشی دارد . استفاده ازاین تکنیک‏ها درکل‏ساختار قوه‏قضائیه بسیارمهم است که در رسیدن به آن اهداف مؤثر می‏باشد.

درهر نظام قضایی کامل وجامع دردنیا این پنج رکن لازم است و یک نظام قضایی مبتنی بر مکتب اسلام ودیدگاه‏های نورانی فقه‏اسلام نیز نیاز به همه این ابعاد وارکان دارد. باوجود همه عظمت‏هایی که درتجربه حکومت اسلامی داریم – که حقیقتاً چشم همه جهانیان و مخصوصاً جهان اسلام را متحیر وبه خود متوجه نمود - می‏بایست اذعان داشت که در رابطه با مدیریت‏ها در بخش‏های مختلف دراین حاکمیت من‏جمله بخش قضاوت دستگاه قضایی ، ما هنوز به آن نقطه مطلوب و مدیریت مطلوب اسلامی نرسیده‏ایم. می‏توان گفت : هنوز نتوانسته‏ایم به آن نظام اسلامی مبتنی بر مبانی فقهی نورانی اسلام که در عین‏حال پاسخگوی نیازهای جوامع مدرن‏امروزی هم باشد برسیم .

امروز که روز ثبات این نظام‏اسلامی است. روز سازندگی این نظام نیز هست روز الگو دادن این نظام به دنیا و پیدا کردن آن الگوها در درون جامعه‏اسلامی خودمان است دراین بخش بیش از پیش احساس نیاز و خلأ می‏شود واین یک کار اساسی است که ناگزیر از انجام آن هستیم.

همچنان که رهبرمعظم فرموده‏اند ، بین آن‏چه که هست وعروج به یک نظام‏قضایی ناب اسلامی فاصله وجود دارد که رفع این فاصله نیاز به بررسی کارشناسی ، تحقیق ، استفاده ازنیروهای متخصص فضلای حوزه وحقوقدانان فاضل ومتعهد دارد.

 

 

Copyright 2009 by دادگستری استان اردبیل