متن پيام تسليت کارکنان تشکيلات قضايي استان به مناسبت درگذشت پدر سرداردلير وجاويدالاثر شهيد اسماعيل روحي چيانه بدين شرح است:
انالله وانااليه راجعون
همکار گرامی جناب آقای غلامعلي رضایی چيانه
رئیس کل دادگستری استان اردبیل
با نهايت تأسف و تأثر، درگذشت حاج حسنعلی روحی پدر دلسوزومهربان سردار رشيد اسلام و انقلاب، شهید اسماعیل روحی چيانه و ابوالزوجه گرامیتان را به جنابعالي و خانواده معزّي تسليت عرض نموده، از درگاه ايزدمنّان شادي روح متوفّي و اجر جزيل و صبر جميل براي بازماندگان مرحوم مغفور مسئلت مي نماييم.
مديران ،قضات وکارمندان تشکيلات قضايي استان اردبيل
زندگينامه وگوشه اي ازوصيت نامه فرزند سرافراز اين پدردلسوز و مهربان را با هم بخوانيم:
اسماعيل روحي چيانه فرزند حسنعلي در يازدهم ارديبهشت ماه سال 1338 در خانواده اي کشاورز در روستاي چيانه از توابع شهرستان نقده به دنيا آمد . دوران کودکي را تحت تربيت خانواده مذهبي خود سپري کرد. پدرش ، در سن هفت سالگي او را در دبستان انوشيروان چيانه ثبت نام کرد. دوره دبستان را تا سال 1351 با معدل بيست و دريافت تشويقنامه از وزير آموزش و پرورش وقت پشت سر گذاشت. مقطع راهنمائي را نيز تا سال 1354 در مدرسه راهنمائي کوروش با رتبه ممتاز به پايان رساند. در اين دوران علاوه بر ياري پدر در کشاورزي ، در کلاسهاي آموزش قرآن با علاقه شرکت مي کرد. در سنين نوجواني با تدبير ، نوجوانان روستا را به مسجد و حلقه هاي آموزش قرآن سوق مي داد و با رسيدن به سن تکليف شرعي از بانيان اقامه نماز جماعت در مسجد روستا گرديد. پس از دريافت کارنامه دوره راهنمائي براي تحصيل دوره متوسطه راهي شهرستان نقده شد و در هنرستان فني نقده ثبت نام کرد. او هر روز مسير دشوار روستا به شهر را با گاري طي مي کرد. دوران تحصيل دبيرستاني اسماعيل با اوج گيري مبارزات مردم عليه رژيم و حوادث انقلاب اسلامي مصادف گرديد. او به همراه تعدادي از دوستانش در تظاهرات و پخش اعلاميه هاي امام خميني(ره) فعالانه شرکت داشت. اسماعيل روحي در اوج مبارزات مردم براي حضور در تظاهرات به اروميه مي رفت و در روستاي زادگاهش هسته مبارزه عليه رژيم پهلوي را تشکيل داده بود. پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن 1357، جوانان روستا را با انديشه هاي امام خميني(ره) و آثار شهيد مرتضي مطهري آشنا مي کرد.
در سال 1359 از هنرستان فني نقده در شاخه الکترونيک برق با رتبه ممتاز موفق به دريافت ديپلم گرديد و بلافاصله به همراه تني چند از دوستانش به عضويت رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان نقده در آمد و تحت فرماندهي عباس نجفي، فرمانده سپاه نقده در پاکسازي هاي مناطق پيرانشهر، اشنويه، و روستاهاي اطراف نقده از افراد ضد انقلاب فعالانه شرکت کرد. در پاکسازي منطقه قره قصاب که در منطقه کمين و محاصره حزب دمکرات نفوذ کرده بودند، يکي از نيروهايش به نام محمد اکبري مجروح شد و اسماعيل به ناچار او را کول گرفت و به مسافت دو کيلومتر به حالت سينه خيز از مهلکه نجات داد، در اثر اين اقدام بازو و زانوهايش جراحت برداشت و دو ميلي متر از استخوانهايش دچار سائيدگي شد و مدت يک ماه در بيمارستان بستري بود. حسن خلق و رفتار شايسته اسماعيل سبب شد به سمت مسئول پرسنلي سپاه نقده منصوب شود و پس از مدتي مسئوليت واحد اطلاعات و معاونت سپاه نقده به او واگذار گردد. در سمت معاونت فرماندهي سپاه نقده با افراد سپاهي بسيار صميمي بود و روحيه جمعي را در بين آنان تشويق مي کرد. در ايام فراغت علاوه بر برگزاري کلاسهاي توجيهي در سپاه نقده براي جوانان و نوجوانان روستاي چيانه، کلاسهاي آموزش قرآن و نهج البلاغه ترتيب مي داد. در همين دوران به خواستگاري دختر عمه اش رفت. خانم کيميا هادي نيا با آشنائي از روحيه اسماعيل با ازدواج با او موافقت کرد او عليرغم بضاعت ناچيز مالي اسماعيل و بعد از فوت مادر همسرش با پذيرش مراسم مختصر عروسي وارد زندگي و منزل پدري اسماعيل شد.اسماعيل روحي در سال 1360 عليرغم مسئوليت سنگين معاونت فرماندهي سپاه نقده، براي دفاع از تجاوز دشمن بعثي، دوره اختصاصي فرماندهي و طرح عمليات را گذراند و پس از آن در سمت فرمانده جبهه سومار مشغول به کارشد. در همين دوره به همراه دوست و همرزمش محمد اکبري در يک عمليات متهورانه تعدادي از نيروهاي خودي را از محاصره نزديک به هفتصد نيروي عراقي نجات داد. در سال 1361 با سمت مسئول واحد اطلاعات و عمليات تيپ عاشورا به همراه 80 نفر به جبهه دزفول اعزام شد و پس از تشکيل لشکر عاشورا مسئوليت طرح و عمليات لشکر را بر عهده گرفت بعد از دو ماه حضور در جبهه دزفول در يک مأموريت شناسائي که بعد از عمليات مسلم ابن عقيل در منطقه تحت کنترل نيروهاي عراقي انجام مي داد مفقود الأثر گرديد.
بنا به روايت همرزمانش، ارتباط بي سيم اسماعيل با آنان در پشت خط پس از مدتي درگيري به طور ناگهاني قطع شد و خبري از وي به دست نيامد. به روايت ديگر او براي کسب اطلاعات به منطقه تحت کنترل عراقي ها نفوذ کرد و در بازگشت براي تأمين موشک آر پي جي از جمع جدا شد و از آن پس ديگر خبري از وي به دست نيامد. در گزارش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نقده به بنياد شهيد که در مورخه 20/10/1361 ارسال شد خبر شهادت سردار اسماعيل روحي چيانه در 12/8/1361 در جبهه سومار اعلام شد . به گفته شهيد مهدي باکري «شهيد اسماعيل روحي در شب قبل از شهادت غسل شهادت کرده و به دستانش حنا بسته بود».
عمار(محمد امين) تنها فرزند شهيد اسماعيل روحي 6 ماه پس از شهادت پدر به دنيا آمد.
در فرازهائي از وصيتنامه شهيد اسماعيل روحي چيانه چنين آمده است:
« پدر جان، برادران ديني و ملت گرامي و امام عزيزم! هنگام شهادت چشم مرا باز بگذاريد تا نگويند کور کورانه رفته، بلکه بدانند با آگاهي کامل اين راه از حسين(ع) و خميني ياد گرفته و يادم داده اند. دهانم را باز بگذاريد تا نگويند چون بدون هدف بود بلکه بدانند در آخرين نفس کلمه گهربار لااله الا الله و الله اکبر، خميني رهبر بر زبانم جاري بود. گوشم را باز بگذاريد تا بدانند تمامي نواي مظلومان جهان را مي شنيدم و کاملاً درک مي کردم. مشتهايم را گره کرده بگذاريد تا نگويند سرباز خميني و نوکر حسين (ع) يا ابوالفضل (ع) تسليم شد، بلکه بدانند تا آخرين نفس زير رگبار مسلسلها مردانه همچون آقايم ابوالفضل(ع) ايستادم تا براي دينم پيکر پاره پاره ام را به زمين افکنند ...»
روحش شادوراهش پررهروباد.صلوات
مديريت روابط عمومي وارتباطات دادگستري کل استان اردبيل